سامین جونمسامین جونم، تا این لحظه: 19 سال و 7 روز سن داره
یکی شدن دل هامون یکی شدن دل هامون ، تا این لحظه: 22 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره
دفتر خاطرات گل پسرم دفتر خاطرات گل پسرم ، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

سامین عشق بابا عمر مامانی

دعا کنید پسرم حالش خوب بشه

سلام به دوستان خوبم امروز که دارم این مطالب می نویسم ناز دونم نفسم سامین جون یه 3 روزی هستش که تب کرده و بی حال هستش تبشم پایین نمی آید و سه روز هم هست مدرسه نرفته خیلی ناراحتم شب و تا صبح بیدار هستش  برای یکی یدونه ی من دعا کنید هر چه سریع تر خوب بشه مرسی
1 بهمن 1393

اینم از اولین روز مدرسه رفتن پسریم

  ا مروز روز دوشنبه 93/6/31 ساعت 9/30 پسرم می رفت مدرسه روز جشن شکوفه ها ، عسلی ما برای اولین پار به مدرسه محل تعلیم و تربیت پا می گذاشت خیلی خوش بود که داشت می رفت مدرسه ، منم که دل تو دلم نبود هفت سال آرزو کشیدم تا مدرسه رفتن پسرمو ببینم خیلی روز خوبی بود باور نمی کنید وقتی داشتند با هم دیگه آهنگ همشاگردی رو میخوندن اشک تو چشمام پر شده بود و گریه می کردم نمی توانستم چکار کنم از روی خوشحالی بود آخه پسرم داره با سواد میشه خیلی روز خوبی بود هر چقدر از این روز تعریف کنم کم گفتم در پایان آرزوی من و بابای مهربونش فقط فقط رسیدن به درجات بالای علمی هستنش در راه علم هیچی براش کم نمی زاریم همهیشه موفق و موفق تر باشی پسرم ...
30 مهر 1393
5205 26 18 ادامه مطلب

به زودی زود میام پیشتون

سلام به همه دوستان عزیزم که در این مدت ما رو تنها نگذاشتن ممنون از لطف و محبتتون بخدا این مدت اینقدر کار داشتم که وقت نکردم وب سایت پسر گلمو آپ کنم چون مدرسه بردن سامین و به درس و مشقش رسیدن واقعاً وقت و زمان و از من میگیره ایشاله به زودی زود تمامی عکس هایی که جا مونده رو براتون می زارم با تشکر از تمامی دوستان مهربونم (مخصوصاً دوستانی که در نبود ما به سایتمون اومدن و پیام برامون گذاشتن ) ...
24 مهر 1393

آهای خبر خبر پسریم امسال میره مدرسه

به امید پروردگار بزرگ و مهربان پسرکم سامین جونم امسال میخواد بره کلاس اول چقد زود گذشت انگاری تازه به دنیا اومده و بغلش کردم خیلی خیلی زود گذشت       پسر گلم یکی از آرزوهامون این بود که روز اول مدرسه رفتنتو ببینیم و امروز خیلی خوشحالیم که به این آرزومون رسیدیم از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت و سربلندی داریم و هرآنچه در توان داریم برای موفقیتت در تحصیل علم و دانش هزینه خواهیم کرد (سربلند و پیروز باشی پسرکم) اینم از کارت دعوت مدرسه برای روز دوشنبه 93/6/31  ساعت 9/30 جشن شکوفه ها اینم از وسایل هایی که برای پسری خریدیم ...
13 شهريور 1393
1474 32 34 ادامه مطلب

فرزند و همسرم من عاشقان ، دوستتون دارم

من عاشق همسرم و فرزندم هستم خیلی خیلی دوستشون دارم خداوند بزرگ این فرشته ها رو به من هدیه داده ، هدیه ای که خیلی با ارزشند   خدایا این فرشته مهربان کیست که از آسمان برایم هدیه کرده ای ؟ این چه گلی است که در هر چهار فصل گل است ؟ این چه ماهی است که در ر وزها هم در آسمان است و نور میدهد؟ این چه چهره ای است که در آن پر از روشنایی و زیبایی است؟ این چه پروانه ای است که اینقدر رنگارنگ و زیباست؟ این چه ستاره ای است که در بین تمام ستاره ها درخشان تر است؟ خدایا این چه عشقی است که جانم دیوانه او شده؟   چقدر مهربان است مهر و محبت...
4 شهريور 1393

یادی از گذشته و کودکی

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد میخواهی کودک باشی کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد و آسوده اشک می ریزد بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...                            مامان های عزیز این صفحه از کتابتون یادتون هست   یا این تصمیم کبری ؟؟؟؟                              &nb...
25 مرداد 1393

مادر بودن خیلی قشنگه

مادر بودن به من گفته بودند عشق را در جایی می توان یافت که زندگی باشد، که زیبایی باشد. گفته بودند عشق در روییدن است، در دل سپردن. و من به جستجوی عشق برآمدم و آن را در رویاندن دیدم، در زندگی بخشیدن. عشق را در جان کسی یافتم که وجودش را فداکارانه، ایثار کرد تا تجسم عشقش، خورشید تابناک حیات دیگری باشد. آن کسی که تمام شادی های دنیا را در شنیدن ضربان های قلب کودکش خلاصه کرد. کسی که خداوند ماهتاب عشق در زمینش نامید. من، عشق را در تلالو چشمان کسی یافتم که اولین گام های کودکش را به تماشا نشسته بود. عشق را در دستان لرزان کسی دیدم که پیشانی تب دار فرزندش را نوازش می کرد. من، عشق را در آغوش گرمی دیدم که همو...
19 مرداد 1393